Konjugierte Form
(از فعل speien) تف کردند/استفراغ کردند (صرف شده)
معانی و تعاریف spien:
- خارج کردن ناگهانی و با شدت مایعات یا مواد از دهان، یا به صورت استعاری فوران کردن یا پرتاب کردن چیزی با قدرت.
جملات نمونه برای spien:
Der Vulkan begann plötzlich Lava und Asche zu spien.
آتشفشان ناگهان شروع به فوران گدازه و خاکستر کرد.
Nach dem schweren Essen musste er sich übergeben und spien den Inhalt seines Magens aus.
پس از غذای سنگین، او مجبور شد استفراغ کند و محتویات معدهاش را بیرون بریزد.