spindeldürr
لاغر مردنی، استخوانی و لاغر
Bedeutungen
1
بسیار لاغر، به طوری که استخوانها برجسته به نظر میرسند.
- Nach der langen Krankheit war er spindeldürr.او پس از بیماری طولانی، لاغر مردنی بود.
- Das Model auf dem Laufsteg war fast spindeldürr.مدل روی سکو تقریباً استخوانی و لاغر بود.
- Er hat versucht, zuzunehmen, aber er blieb spindeldürr.او سعی کرد وزنش را زیاد کند، اما همچنان لاغر مردنی باقی ماند.