vorspinnen
نخریسی اولیه، پیشتابیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
(واقعی) نخ را از قبل ریسیدن یا آماده کردن برای مراحل بعدی بافندگی
- Die Großmutter spann die Wolle für den Winter vor.مادربزرگ پشم را برای زمستان از قبل ریسید.
- Früher mussten die Frauen die Garne selbst vorspinnen.قبلاً زنان باید نخها را خودشان از قبل میریسیدند.
2
Akkusativ (eine Idee, eine Geschichte)
(مجازی) از قبل فکری را مطرح کردن، طرحی را پیشبینی کردن یا داستانی را ساختن/تخیل کردن
- Er hat eine interessante Theorie vorgesponnen.او یک نظریه جالب را مطرح کرده است.
- Manchmal spinnt er sich die wildesten Geschichten vor.گاهی اوقات او عجیبترین داستانها را برای خودش میسازد.
3
Akkusativ (einen Gedanken)
(مجازی) یک فکر یا ایده را ادامه دادن و توسعه دادن، به خصوص در یک بحث یا استدلال
- Lass uns diesen Gedanken einmal weiter vorspinnen.بیا این فکر را یک بار دیگر ادامه دهیم و توسعه دهیم.
- Sie spann die Argumente des Gegners geschickt weiter vor.او استدلالهای حریف را هوشمندانه ادامه داد.