vorspinnen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌʃpɪnən/
Worttrennung: vor·spin·nen
فعل

نخ‌ریسی اولیه، پیش‌تابیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

(واقعی) نخ را از قبل ریسیدن یا آماده کردن برای مراحل بعدی بافندگی

  • Die Großmutter spann die Wolle für den Winter vor.مادربزرگ پشم را برای زمستان از قبل ریسید.
  • Früher mussten die Frauen die Garne selbst vorspinnen.قبلاً زنان باید نخ‌ها را خودشان از قبل می‌ریسیدند.
2 Akkusativ (eine Idee, eine Geschichte)

(مجازی) از قبل فکری را مطرح کردن، طرحی را پیش‌بینی کردن یا داستانی را ساختن/تخیل کردن

  • Er hat eine interessante Theorie vorgesponnen.او یک نظریه جالب را مطرح کرده است.
  • Manchmal spinnt er sich die wildesten Geschichten vor.گاهی اوقات او عجیب‌ترین داستان‌ها را برای خودش می‌سازد.
3 Akkusativ (einen Gedanken)

(مجازی) یک فکر یا ایده را ادامه دادن و توسعه دادن، به خصوص در یک بحث یا استدلال

  • Lass uns diesen Gedanken einmal weiter vorspinnen.بیا این فکر را یک بار دیگر ادامه دهیم و توسعه دهیم.
  • Sie spann die Argumente des Gegners geschickt weiter vor.او استدلال‌های حریف را هوشمندانه ادامه داد.