ausspinnen
پروراندن (یک ایده)، بسط دادن، نخ ریسی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
(مجازی) یک فکر یا ایده را به تفصیل پروراندن و توسعه دادن
- Er spann eine komplizierte Theorie aus.او یک نظریه پیچیده را پروراند.
- Sie hat den Plan bis ins kleinste Detail ausgesponnen.او نقشه را تا کوچکترین جزئیات پروراند.
2
Akkusativ
(واقعی) تار تنیدن (عنکبوت)
- Die Spinne spinnt ihr Netz aus.عنکبوت تار خود را میتند.
- Sie können feine Fäden ausspinnen.آنها میتوانند نخهای ظریف بتنند.