weiterspinnen

Aussprache: /ˈvaɪ̯tɐˌʃpɪnən/
Worttrennung: wei·ter·spin·nen
فعل

ادامه دادن (نخ ریسی، فکر، بحث)

Bedeutungen

1 Akkusativ

به ریسیدن یا بافتن ادامه دادن

  • Die alte Frau spinnt die Wolle den ganzen Tag weiter.پیرزن تمام روز به ریسیدن پشم ادامه می‌دهد.
  • Nach einer kurzen Pause sponn sie ihren Faden weiter.بعد از یک مکث کوتاه، او به ریسیدن نخ خود ادامه داد.
2 Akkusativ

(مجازی) یک فکر، داستان یا ایده را ادامه دادن و توسعه دادن

  • Er sponn die Idee in seinem Kopf weiter.او ایده را در ذهنش ادامه داد و توسعه داد.
  • Die Kinder liebten es, die Geschichte gemeinsam weiterzuspinnen.بچه‌ها دوست داشتند داستان را با هم ادامه دهند.