spinnwebenverhangen

Aussprache: /ˈʃpɪnˌveːbənfɛɐ̯ˌhaŋən/
Worttrennung: spinn·we·ben·ver·han·gen
صفت

پوشیده از تار عنکبوت

Bedeutungen

1

توصیف مکانی یا شیئی که به دلیل عدم استفاده یا متروکه بودن، به طور کامل با تارهای عنکبوت پوشیده شده است.

  • Die alte Scheune war spinnwebenverhangen und roch muffig.انبار قدیمی پوشیده از تار عنکبوت بود و بوی کهنگی می‌داد.
  • Als wir die Tür öffneten, hing alles voller dicker, spinnwebenverhangener Fäden.وقتی در را باز کردیم، همه جا پر از نخ‌های ضخیم و پوشیده از تار عنکبوت بود.
  • Der Dachboden war seit Jahren unbewohnt und wirkte spinnwebenverhangen.زیرشیروانی سال‌ها بود که خالی از سکنه بود و پوشیده از تار عنکبوت به نظر می‌رسید.