nachspionieren
جاسوسی کردن، مخفیانه زیر نظر داشتن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem / einer Sache)
مخفیانه کسی یا چیزی را زیر نظر گرفتن، تعقیب کردن یا اطلاعات جمعآوری کردن.
- Der Detektiv musste dem Verdächtigen heimlich nachspionieren.کارآگاه مجبور بود مخفیانه مظنون را زیر نظر بگیرد.
- Sie verdächtigte ihren Partner, ihr nachzuspionieren.او به شریک زندگیاش مشکوک بود که از او جاسوسی کند.