spitzenmäßig
عالی، فوقالعاده، بینظیر
Bedeutungen
1
در بالاترین سطح کیفیت، عملکرد یا رضایت؛ عالی و بینقص.
- Das Essen im neuen Restaurant war wirklich spitzenmäßig.غذا در رستوران جدید واقعاً عالی بود.
- Er hat eine spitzenmäßige Leistung bei der Prüfung abgeliefert.او عملکرد فوقالعادهای در امتحان ارائه داد.
- Die Organisation des Festivals war spitzenmäßig.سازماندهی فستیوال بینظیر بود.