صفت
موشکافانه، دقیق (بیش از حد)، ایرادگیر
جملات نمونه برای spitzfindig:
„Das Land heißt Libyen, nicht Lybien!“ - „Meine Güte, bist du aber ''spitzfindig.''“
«نام کشور لیبی است، نه لایبی!» - «خدای من، چقدر موشکاف هستی!»
Mit deinen ''spitzfindigen'' Bemerkungen machst du dir keine Freunde.
با اظهارات موشکافانهات برای خودت دوستی پیدا نمیکنی.
„Einmal debattieren sie eine Woche lang darüber, ob sie den General in ihr Haus einladen könnten, und beide bringen die ''spitzfindigsten'' Einwendungen vor.“
«یک بار یک هفته تمام در مورد اینکه آیا میتوانند ژنرال را به خانهشان دعوت کنند بحث میکنند و هر دو موشکافانهترین ایرادات را مطرح میکنند.»