spleißen

Aussprache: /ˈʃplaɪ̯sn̩/
Worttrennung: splei·ßen
فعل

شکافتن ظریف، وصل کردن طناب‌ها با بافتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas spleißen)

دو سر طناب، کابل یا فیبر نوری را با در هم بافتن یا جوش دادن به هم وصل کردن تا یک اتصال قوی ایجاد شود.

  • Der Seemann musste das Seil spleißen, um es zu reparieren.ملوان مجبور شد طناب را برای تعمیر آن، با بافتن وصل کند.
  • Die beiden Glasfaserkabel wurden professionell gespleißt.دو کابل فیبر نوری به صورت حرفه‌ای به هم وصل شدند.