spleißen
شکافتن ظریف، وصل کردن طنابها با بافتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas spleißen)
دو سر طناب، کابل یا فیبر نوری را با در هم بافتن یا جوش دادن به هم وصل کردن تا یک اتصال قوی ایجاد شود.
- Der Seemann musste das Seil spleißen, um es zu reparieren.ملوان مجبور شد طناب را برای تعمیر آن، با بافتن وصل کند.
- Die beiden Glasfaserkabel wurden professionell gespleißt.دو کابل فیبر نوری به صورت حرفهای به هم وصل شدند.