فعل
خرد شدن، تکهتکه شدن، متلاشی شدن
معانی و تعاریف splittern:
- خرد شدن، تکه تکه شدن یا متلاشی شدن به قطعات کوچک (معمولاً شیشه یا چوب)
- چیزی را به قطعات کوچک خرد کردن یا شکستن (کاربرد کمتر)
جملات نمونه برای splittern:
Das ist ein Holz, das leicht ''splittert.''
این چوبی است که به راحتی خرد میشود.
Das Glas ist in tausend Scherben gesplittert.
لیوان به هزار تکه خرد شد.
Der Ast splitterte unter der Last des Schnees.
شاخه درخت زیر بار برف شکست.