spondieren
مدرک کارشناسی ارشد (ماگیستر) گرفتن/اعطا کردن
Beispiele
- Der …; der fünfsprachige Sohn des britischen Botschafters in den USA, der als zweitbester seines Jahres in Oxford ''spondiert'' hat und heute für das Weltwirtschaftsforum strategische Berichte über die Türkei verfasst: alle waren gescheiter, polyglotter, profilierter als ich.پسر پنجزبانه سفیر بریتانیا در آمریکا که به عنوان نفر دوم برتر سال خود در آکسفورد «مدرک کارشناسی ارشد گرفته» و امروز برای مجمع جهانی اقتصاد گزارشهای استراتژیک درباره ترکیه مینویسد: همه باهوشتر، چندزبانهتر و برجستهتر از من بودند.
Bedeutungen
1
Akkusativ (selten) / ohne Objekt
به طور رسمی یا جدی تعهد کردن یا قول دادن (این فعل بسیار نادر و غیرمعمول است و ممکن است در متون تخصصی یا قدیمی یافت شود).
- Er spondierte seine Treue dem König.او وفاداری خود را به پادشاه تعهد کرد.
- Die Mitglieder spondierten auf die Einhaltung der Regeln.اعضا بر رعایت قوانین سوگند یاد کردند (تعهد دادند).