sponsern
حمایت مالی کردن، اسپانسر شدن
Beispiele
- Coca-Cola ''sponsert'' viele Veranstaltungen und BMW viele Fernsehproduktionen.کوکاکولا «حمایت مالی» بسیاری از رویدادها و بیامو بسیاری از تولیدات تلویزیونی را بر عهده دارد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
از نظر مالی از یک رویداد، تیم، فرد یا پروژه حمایت کردن
- Eine große Firma sponsert das lokale Sportfest.یک شرکت بزرگ حامی مالی جشنواره ورزشی محلی است.
- Sie haben beschlossen, ein junges Talent zu sponsern.آنها تصمیم گرفتند از یک استعداد جوان حمایت مالی کنند.