sponsern

Aussprache: /ˈʃpɔnzɐn/
Wortzerlegung: spon·sern
فعل

حمایت مالی کردن، اسپانسر شدن

Beispiele

  • Coca-Cola ''sponsert'' viele Veranstaltungen und BMW viele Fernsehproduktionen.کوکاکولا «حمایت مالی» بسیاری از رویدادها و بی‌ام‌و بسیاری از تولیدات تلویزیونی را بر عهده دارد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

از نظر مالی از یک رویداد، تیم، فرد یا پروژه حمایت کردن

  • Eine große Firma sponsert das lokale Sportfest.یک شرکت بزرگ حامی مالی جشنواره ورزشی محلی است.
  • Sie haben beschlossen, ein junges Talent zu sponsern.آنها تصمیم گرفتند از یک استعداد جوان حمایت مالی کنند.