sponsoren
حمایت مالی کردن، اسپانسر شدن
Beispiele
- [Dr. John Pombe Magufuli] verweigerte die Abnahme einer neugebauten Straße, die von der japanischen Regierung ''gesponsort worden war'', weil sie nicht den Qualitätsstandards entsprach.[دکتر جان پومبه ماگوفولی] از پذیرش جادهای که تازه ساخته شده بود و توسط دولت ژاپن حمایت مالی شده بود، امتناع کرد، زیرا با استانداردهای کیفی مطابقت نداشت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
حمایت مالی کردن از یک پروژه، رویداد، تیم ورزشی یا فرد، معمولاً در ازای تبلیغات یا منافع دیگر.
- Eine große Firma sponsert das Musikfestival.یک شرکت بزرگ حامی مالی جشنواره موسیقی است.
- Wer sponsert denn diese Veranstaltung?چه کسی حامی مالی این رویداد است؟