absporen

Aussprache: /ˈapˌʃpoːʁən/
Worttrennung: ab·spo·ren
فعل

هاگ‌افشانی کردن (برای قارچ‌ها)، هاگ پراکندن، جدا کردن مهمیز

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

در زیست‌شناسی، هاگ‌ها را پراکندن یا آزاد کردن (مخصوصاً در مورد قارچ‌ها).

  • Der Pilz spornt seine Sporen durch den Wind ab.قارچ هاگ‌های خود را از طریق باد پراکنده می‌کند.
  • Bei Feuchtigkeit beginnen die Farne, ihre Sporen abzuspornen.با رطوبت، سرخس‌ها شروع به پراکندن هاگ‌های خود می‌کنند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas absporen)

(در سوارکاری) مهمیزها را از اسب یا سوارکار جدا کردن یا انداختن.

  • Der Reiter musste seine Sporen absporen, um eine Strafe zu vermeiden.سوارکار مجبور شد مهمیزهایش را جدا کند تا از جریمه جلوگیری کند.
  • Nach dem Rennen hat er die Sporen vom Stiefel abgesport.پس از مسابقه، او مهمیزها را از چکمه جدا کرد.