absporen
هاگافشانی کردن (برای قارچها)، هاگ پراکندن، جدا کردن مهمیز
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
در زیستشناسی، هاگها را پراکندن یا آزاد کردن (مخصوصاً در مورد قارچها).
- Der Pilz spornt seine Sporen durch den Wind ab.قارچ هاگهای خود را از طریق باد پراکنده میکند.
- Bei Feuchtigkeit beginnen die Farne, ihre Sporen abzuspornen.با رطوبت، سرخسها شروع به پراکندن هاگهای خود میکنند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas absporen)
(در سوارکاری) مهمیزها را از اسب یا سوارکار جدا کردن یا انداختن.
- Der Reiter musste seine Sporen absporen, um eine Strafe zu vermeiden.سوارکار مجبور شد مهمیزهایش را جدا کند تا از جریمه جلوگیری کند.
- Nach dem Rennen hat er die Sporen vom Stiefel abgesport.پس از مسابقه، او مهمیزها را از چکمه جدا کرد.