sportverrückt

Aussprache: /ˈʃpɔʁtfɛɐ̯ˈʁʏkt/
Worttrennung: sport·ver·rückt
صفت

دیوانه ورزش

Bedeutungen

1

به شدت علاقه‌مند به ورزش، به طوری که بخش عمده‌ای از وقت و انرژی خود را صرف آن کند.

  • Er ist so sportverrückt, dass er jeden Tag trainiert.او آنقدر دیوانه ورزش است که هر روز تمرین می‌کند.
  • Meine Schwester ist total sportverrückt und spielt in drei verschiedenen Vereinen.خواهر من کاملاً دیوانه ورزش است و در سه باشگاه مختلف بازی می‌کند.
  • Die ganze Familie ist sportverrückt und verbringt den Urlaub oft mit Outdoor-Aktivitäten.تمام خانواده دیوانه ورزش هستند و اغلب تعطیلات را با فعالیت‌های خارج از منزل می‌گذرانند.