spottsüchtig

Aussprache: /ˈʃpɔtˌzʏçtɪç/
Worttrennung: spott·süch·tig
صفت

مسخره‌کننده، طعنه‌زن (مستعد تمسخر)

Bedeutungen

1

دارای تمایل یا عادت به تمسخر، طعنه زدن و تحقیر دیگران؛ کسی که از مسخره کردن لذت می‌برد.

  • Er war bekannt für seine spottsüchtige Art, mit der er oft andere verletzte.او به خاطر طبع مسخره‌کننده‌اش که اغلب دیگران را آزار می‌داد، مشهور بود.
  • Die spottsüchtigen Kommentare des Kollegen machten die Atmosphäre im Büro unangenehm.اظهارات طعنه‌آمیز همکار، فضا را در دفتر ناخوشایند کرده بود.
  • Man sollte nicht spottsüchtig sein, sondern versuchen, verständnisvoll zu kommunizieren.نباید طعنه‌زن بود، بلکه باید سعی کرد با درک متقابل ارتباط برقرار کرد.