vorsprechen
مراجعه حضوری کردن، تست بازیگری/صدا دادن، بلند خواندن برای تکرار
Bedeutungen
1
bei + Dativ (+ wegen + Genitiv/Dativ)
برای انجام کاری، ارائه درخواست یا تست بازیگری/موسیقی به نزد شخصی یا ادارهای مراجعه حضوری کردن.
- Ich muss morgen bei meinem Chef vorsprechen.من باید فردا به نزد رئیسم مراجعه کنم.
- Die Bewerber müssen bei der Agentur für Arbeit vorsprechen.متقاضیان باید در اداره کار مراجعه حضوری داشته باشند.
2
jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) + vorsprechen
کلمات یا جملاتی را با صدای بلند گفتن تا دیگری تکرار کند یا بشنود (مثلاً در کلاس زبان یا برای تمرین تلفظ).
- Der Lehrer sprach den Schülern die neuen Wörter vor.معلم کلمات جدید را برای دانشآموزان بلند خواند.
- Kannst du mir bitte diesen Satz vorsprechen?میتوانی لطفاً این جمله را برای من بلند بخوانی؟