einsprechen
ضبط کردن صدا، پیغام گذاشتن، تلقین کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ auf + Akkusativ)
متن، کتاب صوتی یا پیغامی را روی دستگاه ضبط صوتی یا تلفن صداگذاری و ثبت کردن.
- Er sprach seine Gedanken für das Hörbuch ein.او افکارش را برای کتاب صوتی ضبط کرد.
- Können Sie bitte eine Nachricht auf dem Anrufbeantworter einsprachen?میتوانید لطفاً یک پیغام روی تلفن گویا ضبط کنید؟
2
jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) + einsprechen
شجاعت، دلگرمی یا تصوری را به کسی تلقین یا تزریق کردن (کتابی/قدیمی).
- Man muss ihm Mut einsprechen, damit er die Prüfung besteht.باید به او دلگرمی داد تا در آزمون موفق شود.
- Der Arzt sprach ihr gut zu, dass sie keine Angst haben müsse.دکتر به او اطمینان داد که نباید ترسی داشته باشد.