aussprechen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌʃprɛçn̩/
Worttrennung: aus·spre·chen
فعل

تلفظ کردن، بیان کردن، ابراز داشتن، درد دل کردن، قطع کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas aussprechen)

کلمات، واژه‌ها یا حروف را با صدا ادا کردن؛ تلفظ کردن.

  • Bitte sprechen Sie das Wort langsam aus.لطفاً کلمه را آهسته تلفظ کنید.
  • Er kann das 'ch' im Deutschen nicht richtig aussprechen.او نمی‌تواند صدای 'چ' را در آلمانی درست تلفظ کند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas aussprechen)

احساسات، افکار، عقاید، شک و تردید یا تشکر را به صورت کلامی و آشکارا بیان کردن؛ ابراز داشتن.

  • Sie sprach ihre Dankbarkeit für die Hilfe aus.او قدردانی خود را برای کمک ابراز کرد.
  • Er traute sich nicht, seine wahren Gefühle auszusprechen.او جرأت نکرد احساسات واقعی خود را بیان کند.
3 intransitiv (بدون مفعول)

سخن خود را به پایان رساندن؛ حرف کسی را قطع نکردن؛ اجازه دادن به کسی برای اتمام صحبتش.

  • Lass mich bitte aussprechen!لطفاً بگذار حرفم را تمام کنم!
  • Er hat seine Rede noch nicht ausgesprochen.او هنوز سخنرانی‌اش را تمام نکرده است.
4 sich (Akkusativ) + mit + Dativ + aussprechen

با کسی به طور کامل و صریح صحبت کردن برای رفع سوءتفاهم‌ها یا حل مشکلات؛ درد دل کردن.

  • Die beiden Freunde haben sich endlich ausgesprochen.آن دو دوست بالاخره با هم صحبت کردند و دلشان را باز کردند.
  • Wir müssen uns aussprechen, um diese Beziehung zu retten.ما باید با هم صحبت کنیم تا این رابطه را نجات دهیم.
5 sich (Akkusativ) + für / gegen + Akkusativ + aussprechen

حمایت یا مخالفت رسمی خود را با یک شخص، ایده یا اقدام اعلام نمودن.

  • Der Minister sprach sich für die neue Reform aus.وزیر از اصلاحات جدید حمایت کرد.
  • Viele Bürger sprachen sich gegen das Bauprojekt aus.بسیاری از شهروندان با پروژه ساختمانی مخالفت کردند.