aufspringen
از جا پریدن، باز شدن ناگهانی
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به سرعت از حالت نشسته یا خوابیده بلند شدن؛ از جا پریدن.
- Als der Wecker klingelte, sprang er sofort auf.وقتی زنگ ساعت به صدا درآمد، او بلافاصله از جا پرید.
- Die Kinder sprangen vor Freude auf, als sie das Geschenk sahen.بچهها با دیدن هدیه از خوشحالی از جا پریدند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
چیزی (مانند در، پنجره، دکمه) به طور ناگهانی و خود به خود باز شدن.
- Die Autotür sprang auf, als der Fahrer den Knopf drückte.با فشردن دکمه توسط راننده، درب ماشین ناگهان باز شد.
- Nach dem Knall sprang das Fenster auf.پس از صدا، پنجره به طور ناگهانی باز شد.
3
intransitiv (بدون مفعول)
چیزی (مانند یک زخم یا ترک) باز شدن یا شکاف برداشتن.
- Die alte Wunde sprang wieder auf.زخم قدیمی دوباره باز شد.
- Der Riss im Glas sprang weiter auf.ترک شیشه بیشتر شکاف برداشت.