vorspringen
به جلو پریدن، بیرون زده بودن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
ناگهان به جلو پریدن یا حرکت کردن
- Die Katze sprang vor, um die Maus zu fangen.گربه برای گرفتن موش به جلو پرید.
- Er sprang vor Schreck zurück.او از ترس به عقب پرید.
2
intransitiv (بدون مفعول)
بیرون زدن، برجسته بودن یا جلوتر قرار گرفتن (مثل صخره یا قفسه)
- Der Felsvorsprung springt weit ins Tal vor.برجستگی صخرهای تا دره جلو آمده است.
- Das Regal springt ein wenig vor.قفسه کمی جلوتر قرار گرفته است.