aufspringen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʃprɪŋən/
Worttrennung: auf·sprin·gen
فعل

از جا پریدن، باز شدن ناگهانی

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به سرعت از حالت نشسته یا خوابیده بلند شدن؛ از جا پریدن.

  • Als der Wecker klingelte, sprang er sofort auf.وقتی زنگ ساعت به صدا درآمد، او بلافاصله از جا پرید.
  • Die Kinder sprangen vor Freude auf, als sie das Geschenk sahen.بچه‌ها با دیدن هدیه از خوشحالی از جا پریدند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

چیزی (مانند در، پنجره، دکمه) به طور ناگهانی و خود به خود باز شدن.

  • Die Autotür sprang auf, als der Fahrer den Knopf drückte.با فشردن دکمه توسط راننده، درب ماشین ناگهان باز شد.
  • Nach dem Knall sprang das Fenster auf.پس از صدا، پنجره به طور ناگهانی باز شد.
3 intransitiv (بدون مفعول)

چیزی (مانند یک زخم یا ترک) باز شدن یا شکاف برداشتن.

  • Die alte Wunde sprang wieder auf.زخم قدیمی دوباره باز شد.
  • Der Riss im Glas sprang weiter auf.ترک شیشه بیشتر شکاف برداشت.