hervorspringen
بیرون پریدن، برجسته شدن
Bedeutungen
1
aus + Dativ (aus etwas hervorspringen)
با جهش یا پرش ناگهانی از جایی بیرون آمدن یا ظاهر شدن.
- Die Katze sprang aus dem Gebüsch hervor.گربه از میان بوتهها بیرون پرید.
- Ein kleiner Bach sprang aus einer Felsspalte hervor.جوی کوچکی از شکاف سنگی بیرون زد.
2
ohne Präposition
به صورت برجسته، چشمگیر و جلب توجه کننده ظاهر شدن یا نمایان شدن.
- Die Farben des Gemäldes springen sofort ins Auge.رنگهای تابلو بلافاصله جلب توجه میکنند.
- Sein Fehler sprang bei der Überprüfung sofort hervor.اشتباه او در هنگام بررسی بلافاصله آشکار شد.