hineinspringen
به درون پریدن
Bedeutungen
1
in + Akkusativ (به درون چیزی پریدن)
با یک حرکت سریع (پرش) وارد چیزی یا مکانی شدن، مثل استخر، آب یا وسیله نقلیه.
- Die Kinder sprangen voller Freude ins kühle Wasser hinein.بچهها با شادی به درون آب خنک پریدند.
- Er sprang schnell in das Taxi hinein, um nicht zu spät zu kommen.او به سرعت به درون تاکسی پرید تا دیر نکند.