heraussprühen
به بیرون پاشیدن
Bedeutungen
1
(etwas) + aus + Dativ
مایع یا ذرات ریز را با فشار به بیرون پاشیدن یا فوران کردن.
- Die Fontäne sprühte Wasser in die Luft.فواره آب را به هوا پاشید.
- Aus dem Ventil sprühte heißer Dampf.بخار داغ از دریچه بیرون پاشید.