sprützen
پاشیدن، فواره کردن
Beispiele
- Fliegt der Eimer, hoch im Bogenاگر سطل پرواز کند، در قوسی بلند
Bedeutungen
1
خارج شدن ناگهانی و با فشار مایع یا مادهای شبیه به مایع از یک نقطه یا شکاف؛ ایجاد فواره یا پاشش قوی.
- Nach dem Rohrbruch begann das Wasser unkontrolliert aus der Wand zu sprützen.پس از ترکیدگی لوله، آب به طور غیرقابل کنترلی از دیوار شروع به فواره زدن کرد.
- Bei der Explosion sprützte heißes Öl in alle Richtungen.در اثر انفجار، روغن داغ به همه جهات پاشید.