ansprechen
سر صحبت را باز کردن، مطرح کردن، جذاب بودن، واکنش نشان دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ auf + Akkusativ)
با کسی سر صحبت را باز کردن یا کسی را خطاب قرار دادن
- Ein Fremder hat mich auf der Straße angesprochen.یک غریبه در خیابان سر صحبت را با من باز کرد.
- Sie hat ihn direkt auf das Problem angesprochen.او مستقیماً با او در مورد آن مشکل صحبت کرد.
2
Akkusativ
موضوع یا مسئلهای را در جلسه یا گفتگو مطرح کردن
- Wir sollten dieses Thema in der nächsten Besprechung ansprechen.ما باید این موضوع را در جلسه بعدی مطرح کنیم.
- Er hat die finanziellen Schwierigkeiten offen angesprochen.او مشکلات مالی را آشکارا مطرح ساخت.
3
Akkusativ (jemanden ansprechen)
مورد پسند قرار گرفتن، جذاب بودن برای کسی
- Das neue Design des Produkts spricht viele Kunden an.طراحی جدید محصول برای بسیاری از مشتریان جذاب است (به دلشان مینشیند).
- Diese Art von Musik spricht mich gar nicht an.این سبک موسیقی اصلاً مرا جذب نمیکند.
4
auf + Akkusativ
به دارویی یا درمان پزشکی پاسخ/واکنش مثبت دادن
- Der Patient spricht gut auf die neue Therapie an.بیمار به درمان جدید به خوبی پاسخ میدهد.
- Der Körper sprach nicht auf die Antibiotika an.بدن به آنتیبیوتیکها واکنش نشان نداد.