einsprechen
ضبط کردن صدا، پیغام گذاشتن، روحیه دادن (قدیمی)
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ auf + Akkusativ)
متن، کتاب صوتی یا پیغامی را روی دستگاه ضبط صوتی یا تلفن صداگذاری و ثبت کردن
- Der Sprecher hat das neue Hörbuch im Studio eingesprochen.گوینده کتاب صوتی جدید را در استودیو ضبط کرد.
- Bitte sprechen Sie Ihre Nachricht nach dem Signalton ein.لطفاً پیغام خود را پس از صدای بوق ضبط کنید.
2
jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) + einsprechen
شجاعت، دلگرمی یا تصوری را به کسی تلقین یا تزریق کردن (کتابی/قدیمی)
- Er versuchte, dem Verängstigten wieder Mut einzusprechen.او تلاش کرد تا دوباره شجاعت را به فرد ترسان تزریق کند (به او دلگرمی دهد).
- Man hat ihm falsche Hoffnungen eingesprochen.امیدهای واهی به او تلقین کرده بودند.