sprachübergreifend

Aussprache: /ˈʃpraːxʔyːbɐˌɡʁaɪ̯fn̩t/
Worttrennung: sprach·über·grei·fend
صفت

فراتر از زبان، بین‌زبانی

Bedeutungen

1

چیزی که بر چندین زبان تأثیر می‌گذارد، آن‌ها را در بر می‌گیرد یا بین آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند.

  • Die Studie untersucht sprachübergreifende Kommunikationsstrategien.این مطالعه به بررسی استراتژی‌های ارتباطی بین‌زبانی می‌پردازد.
  • Es gibt viele sprachübergreifende Wörter in europäischen Sprachen.کلمات بین‌زبانی زیادی در زبان‌های اروپایی وجود دارد.
  • Die Übersetzung muss sprachübergreifend verständlich sein.ترجمه باید فراتر از زبان قابل درک باشد.