vorsprechen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌʃpʁɛçn̩/
Wortzerlegung: vor·spre·chen
فعل

مراجعه حضوری کردن، تست بازیگری/صدا دادن، بلند خواندن برای تکرار

Bedeutungen

1 bei + Dativ (+ wegen + Genitiv/Dativ)

برای انجام کاری، ارائه درخواست یا تست بازیگری/موسیقی به نزد شخصی یا اداره‌ای مراجعه حضوری کردن

  • Sie hat für die Hauptrolle im neuen Theaterstück vorgesprochen.او برای نقش اصلی نمایش جدید تست بازیگری داد.
  • Er musste persönlich beim Chef vorsprechen, um das Anliegen zu klären.او مجبور شد برای شفاف‌سازی موضوع شخصاً نزد رئیس مراجعه کند.
2 jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) + vorsprechen

کلمات یا جملاتی را با صدای بلند گفتن تا دیگری تکرار کند یا بشنود

  • Die Mutter sprach dem Kind ein kurzes Gebet vor.مادر دعای کوتاهی را برای کودک (با صدای بلند) خواند تا تکرار کند.
  • Der Sprecher sprach die schwierigen Vokabeln langsam vor.گوینده واژگان سخت را آهسته خواند.