sprechen

Aussprache: /ˈʃpʁɛçn̩/
Wortzerlegung: spre·chen
فعل

صحبت کردن، حرف زدن، به زبان آوردن، سخن گفتن

Bedeutungen

1 intransitiv / Akkusativ (Sprache)

صحبت کردن، حرف زدن یا توانایی تکلم داشتن (به زبان خاصی صحبت کردن)

  • Kannst du Deutsch sprechen?آیا می‌توانی آلمانی صحبت کنی؟
  • Wir müssen dringend miteinander sprechen.ما باید فوراً با هم صحبت کنیم.
2 mit + Dativ

با کسی صحبت کردن یا گفتگو داشتن

  • Ich muss morgen mit meinem Chef sprechen.من باید فردا با رئیسم صحبت کنم.
  • Hast du schon mit ihr über das Thema gesprochen?آیا قبلاً با او درباره این موضوع صحبت کرده‌ای؟
3 über + Akkusativ

درباره موضوع یا شخصی صحبت کردن و بحث نمودن

  • Sie sprechen oft über Politik und Wirtschaft.آن‌ها اغلب درباره سیاست و اقتصاد صحبت می‌کنند.
  • Worüber habt ihr gestern gesprochen?شما دیروز درباره چه چیزی صحبت می‌کردید؟
4 von + Dativ

سخن گفتن از چیزی، یاد کردن یا نام بردن

  • Er sprach von einem völlig neuen Projekt.او از یک پروژه کاملاً جدید صحبت کرد.
  • Man spricht in der Stadt viel von diesem Vorfall.در شهر صحبت زیادی از این اتفاق می‌شود.
5 zu + Dativ

خطاب به جمعی صحبت کردن، سخنرانی کردن یا روی سخن را به کسی داشتن

  • Der Präsident sprach gestern zu den Bürgern.رئیس‌جمهور دیروز خطاب به شهروندان سخنرانی کرد.
  • Er sprach ein paar tröstende Worte zu ihr.او چند کلمه تسلی‌بخش خطاب به او گفت.
6 für + Akkusativ / gegen + Akkusativ

نشان‌دهنده چیزی بودن، دلالت داشتن بر (در ساختار sprechen für / sprechen gegen)

  • Viele Ergebnisse sprechen für seine Hypothese.نتایج زیادی به نفع نظریه او دلالت دارند.
  • Seine Verhaltensweise spricht gegen ihn.طرز رفتار او علیه خودش شهادت می‌دهد (نقطه ضعف اوست).