umherspringen
اینطرف و آنطرف پریدن، جستوخیز کردن
Bedeutungen
1
ohne Objekt
با شور و هیجان یا بیقراری در اطراف پریدن یا دویدن
- Die Kinder springen fröhlich im Garten umher.بچهها شادمانه در باغ جستوخیز میکنند.
- Er sprang nervös im Zimmer umher, während er auf den Anruf wartete.او در حالی که منتظر تماس بود، عصبی در اتاق اینطرف و آنطرف میپرید.