spratzelten

Aussprache: /ˈʃpʁatsl̩tn̩/
Wortzerlegung: sprat·zel·ten
Konjugierte Form

جلز ولز کردند، ترق‌تروق کردند

Bedeutungen

1 Akkusativ

توصیف صدای ناشی از سوختن یا پاشیدن مایعات داغ، اغلب با شدت و فوریت. این شکل کمتر رایج است و بیشتر به صورت ادبی یا برای تأکید به کار می‌رود.

  • Das Feuer spratzelte wild und warf lange Schatten an die Wände.آتش به شدت با صدا می‌سوخت و سایه‌های بلندی بر دیوارها می‌انداخت.
  • Die Tropfen des heißen Öls spratzelten auf die erhitzte Oberfläche.قطرات روغن داغ با صدا بر روی سطح داغ شده پاشیدند.