spratzten
ترقتروق کردند، جلز ولز کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
توصیف صدای ناشی از سوختن یا پاشیدن مایعات داغ، اغلب با شدت و فوریت.
- Das Fett in der Pfanne spratzte, als die Zwiebeln hineingeworfen wurden.روغن در تابه با صدا پاشید، هنگامی که پیازها در آن انداخته شدند.
- Die Funken spratzten aus dem Kamin und ließen die trockenen Blätter in der Nähe aufflammen.جرقه ها با صدا از شومینه بیرون پریدند و باعث شعله ور شدن برگ های خشک نزدیک شدند.