freisprechen
تبرئه کردن، معاف کردن، اعطای گواهی پایان کارآموزی
Bedeutungen
1
Akkusativ + von + Dativ
متهمی را در دادگاه از اتهام تبرئه کردن و حکم بر بیگناهی دادن
- Der Angeklagte wurde von allen Vorwürfen freigesprochen.متهم از تمام اتهامات تبرئه شد.
- Das Gericht sprach ihn mangels Beweisen frei.دادگاه او را به دلیل نبود مدارک کافی تبرئه کرد.
2
Akkusativ + von + Dativ
کسی را از مسئولیت یا تعهدی معاف و آزاد کردن
- Niemand kann dich von dieser Verantwortung freisprechen.هیچکس نمیتواند تو را از این مسئولیت معاف کند.
- Der Vertrag sprach ihn von weiteren Pflichten frei.این قرارداد او را از وظایف بعدی معاف ساخت.
3
Akkusativ (Auszubildende freisprechen)
کارآموز را پس از موفقیت در آزمون پایانی، رسماً دستیار/استادکار اعلام کردن
- Die Handwerkskammer hat die neuen Gesellen freigesprochen.اتاق اصناف دستیاران جدید را رسماً فارغالتحصیل و استادکار اعلام کرد.
- Nächste Woche werden die Auszubildenden feierlich freigesprochen.هفته آینده کارآموزان طی مراسمی گواهی پایان کارآموزی دریافت میکنند.