spreiten

Aussprache: /ˈʃpraɪ̯tən/
Wortzerlegung: sprei·ten
فعل

گستراندن، باز کردن (بال، پر)

Beispiele

  • Und wirklich, der Vogel ''spreitete'' die Flügel und reckte den Kopf auf, als ob er jetzt erwache;و واقعاً، پرنده بال‌هایش را گسترد و سرش را بالا گرفت، گویی که اکنون بیدار می‌شود؛

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را باز کردن، پهن کردن یا گستراندن (معمولاً در مورد بال، پاها، شاخه‌ها).

  • Der Adler spreitete seine mächtigen Flügel und erhob sich in die Lüfte.عقاب بال‌های قدرتمندش را باز کرد و به آسمان پرواز کرد.
  • Sie spreitete die Arme, um das Kind zu umarmen.او دست‌هایش را باز کرد تا کودک را در آغوش بگیرد.