hervorsprengen
با انفجار بیرون آوردن، منفجر کردن و نمایان کردن؛ ناگهان بیرون آمدن، از صف خارج شدن
Bedeutungen
1
aus + Dativ (aus etwas hervorsprengen)
با سرعت و ناگهانی از جایی بیرون آمدن یا به بیرون جهیدن.
- Der Schreckensschrei sprengte aus seiner Kehle hervor.فریاد وحشت از گلوی او بیرون جهید.
- Plötzlich sprengte ein Tier aus dem Gebüsch hervor.ناگهان حیوانی از میان بوتهها بیرون جهید.
2
Akkusativ (jemanden / etwas hervorsprengen)
چیزی را با انفجار یا نیروی زیاد به بیرون پرتاب کردن یا از جای خود کندن.
- Die Sprengung sprengte die Felswand hervor und legte den Eingang frei.انفجار دیوار سنگی را بیرون آورد و ورودی را آشکار کرد.
- Mit Dynamit sprengten sie den alten Baumstumpf hervor.آنها با دینامیت کنده درخت قدیمی را بیرون آوردند.