herunterspringen
پایین پریدن، از ارتفاع پایین آمدن
Bedeutungen
1
von + Dativ
از جایی (مانند سقف، اسب یا صندلی) به پایین پریدن
- Die Katze sprang vom Dach herunter, als sie die Maus sah.گربه وقتی موش را دید، از سقف پایین پرید.
- Er musste schnell vom Pferd herunterspringen.او مجبور شد سریع از اسب پایین بپرد.