springen Aussprache:/ˈʃpʁɪŋən/Wortzerlegung:sprin·gen فعل پریدن، جهیدن معانی و تعاریف springen:پریدن، جهیدن (از جایی به جایی)(به سرعت) حرکت کردن، تغییر مکان دادنترک برداشتن، شکاف برداشتن (برای اشیاء) جملات نمونه برای springen:Sie ''springt'' zwei Meter hoch.او دو متر بالا میپرد.„Ich […] ''sprang'' in das Motorboot und fuhr es auf die andere Seite des Stegs, um es dort festzumachen.“«من […] به داخل قایق موتوری پریدم و آن را به سمت دیگر اسکله راندم تا آن را آنجا محکم ببندم.»Der Hund springt über den Zaun.سگ از روی حصار میپرد.