aufspringen
از جا پریدن، باز شدن ناگهانی
Bedeutungen
1
intransitiv
به سرعت از حالت نشسته یا خوابیده بلند شدن؛ از جا پریدن
- Als er seinen Namen hörte, sprang er sofort auf.وقتی اسمش را شنید، بلافاصله از جا پرید.
- Sie sprang vor Freude auf.او از خوشحالی از جا پرید.
2
intransitiv
چیزی (مانند در، پنجره، دکمه) به طور ناگهانی باز شدن
- Die Tür sprang plötzlich auf.در ناگهان باز شد.
- Der Knopf an ihrem Hemd sprang auf.دکمه پیراهنش باز شد.
3
intransitiv
چیزی (مانند یک زخم یا ترک) باز شدن یا شکاف برداشتن
- Die Wunde ist wieder aufgesprungen.زخم دوباره باز شده است.
- Der Riss in der Wand ist weiter aufgesprungen.ترک دیوار بیشتر باز شده است.