fitspritzen

Aussprache: /ˈfɪtˌʃprɪtsn̩/
Worttrennung: fitsprit·zen
فعل

با تزریق، فرد بیمار یا مصدوم را (به‌طور موقت) قادر ساختن به انجام عملکرد (مطلوب/افزایش یافته)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas fitspritzen)

با تزریق دارو یا ماده‌ای، کسی را برای بهبود عملکرد، افزایش توانایی یا تسریع بهبودی آماده کردن (اغلب در زمینه ورزش حرفه‌ای یا پزشکی بحث‌برانگیز).

  • Der Arzt hat den Athleten mit Vitaminen fitgespritzt.دکتر ورزشکار را با ویتامین‌ها آماده (تقویت) کرد.
  • Manche glauben, dass er seine Leistung durch unerlaubte Mittel fitgespritzt hat.برخی معتقدند که او توانایی‌اش را با روش‌های غیرمجاز افزایش داده است.