hochspritzen

Aussprache: /ˈhoːχˌʃpʁɪtsn̩/
Worttrennung: hoch·sprit·zen
فعل

به بالا پاشیدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

مایع، گل و غیره به بالا پاشیدن، فوران کردن.

  • Das Wasser spritzte hoch aus dem Brunnen.آب از فواره به بالا می‌پاشید.
  • Der Schlamm spritzte hoch, als das Auto über die Pfütze fuhr.هنگامی که ماشین از روی گودال رد شد، گل و لای به بالا پاشید.
2 Akkusativ (etwas hochspritzen)

چیزی را به بالا پاشیدن یا تزریق کردن.

  • Der Gärtner spritzte Dünger hoch auf die Bäume.باغبان کود را به بالای درختان پاشید.
  • Er spritzte Wasser hoch in die Luft, um sich abzukühlen.او آب را به بالای هوا پاشید تا خود را خنک کند.