hochspritzen
به بالا پاشیدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
مایع، گل و غیره به بالا پاشیدن، فوران کردن.
- Das Wasser spritzte hoch aus dem Brunnen.آب از فواره به بالا میپاشید.
- Der Schlamm spritzte hoch, als das Auto über die Pfütze fuhr.هنگامی که ماشین از روی گودال رد شد، گل و لای به بالا پاشید.
2
Akkusativ (etwas hochspritzen)
چیزی را به بالا پاشیدن یا تزریق کردن.
- Der Gärtner spritzte Dünger hoch auf die Bäume.باغبان کود را به بالای درختان پاشید.
- Er spritzte Wasser hoch in die Luft, um sich abzukühlen.او آب را به بالای هوا پاشید تا خود را خنک کند.