aufspritzen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʃprɪtsn̩/
Worttrennung: auf·sprit·zen
فعل

پاشیدن به بالا / تزریق کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (Flüssigkeit) + auf + Akkusativ (Oberfläche)

پاشیدن یا اسپری کردن مایعی به سمت بالا یا روی سطحی.

  • Er spritzte Wasser auf die heiße Straße, um sie zu kühlen.او آب را روی خیابان داغ پاشید تا آن را خنک کند.
  • Die Farbe wurde auf die Leinwand aufgespritzt.رنگ روی بوم نقاشی پاشیده شد.
2 Akkusativ (Substanz) + in + Akkusativ (Körperteil)

تزریق کردن ماده‌ای (مانند بوتاکس یا فیلر) به زیر پوست برای اهداف زیبایی، مانند حجم دادن یا پر کردن چین و چروک.

  • Sie lässt sich regelmäßig die Lippen aufspritzen.او به طور منظم لب‌هایش را تزریق می‌کند (حجم می‌دهد).
  • Der Arzt hat Falten im Gesicht mit Hyaluronsäure aufgespritzt.پزشک چین‌های صورت را با اسید هیالورونیک تزریق کرد.