aufspritzen
پاشیدن به بالا / تزریق کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (Flüssigkeit) + auf + Akkusativ (Oberfläche)
پاشیدن یا اسپری کردن مایعی به سمت بالا یا روی سطحی.
- Er spritzte Wasser auf die heiße Straße, um sie zu kühlen.او آب را روی خیابان داغ پاشید تا آن را خنک کند.
- Die Farbe wurde auf die Leinwand aufgespritzt.رنگ روی بوم نقاشی پاشیده شد.
2
Akkusativ (Substanz) + in + Akkusativ (Körperteil)
تزریق کردن مادهای (مانند بوتاکس یا فیلر) به زیر پوست برای اهداف زیبایی، مانند حجم دادن یا پر کردن چین و چروک.
- Sie lässt sich regelmäßig die Lippen aufspritzen.او به طور منظم لبهایش را تزریق میکند (حجم میدهد).
- Der Arzt hat Falten im Gesicht mit Hyaluronsäure aufgespritzt.پزشک چینهای صورت را با اسید هیالورونیک تزریق کرد.