übersprudeln
سرریز شدن، جوشیدن، فوران کردن، لبریز بودن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به معنای جوشیدن و سرریز شدن مایعات از ظرف.
- Die Milch ist im Topf übergesprudelt.شیر در قابلمه سرریز شد.
- Vorsicht, das Wasser sprudelt gleich über!مراقب باش، آب الان سرریز میشود!
2
vor + Dativ (vor jemandem / etwas übersprudeln)
مجازاً: لبریز بودن از شور و شوق، ایده یا احساسات؛ فوران کردن.
- Sie sprudelte vor Ideen für das neue Projekt.او سرشار از ایدههایی برای پروژه جدید بود.
- Der Redner sprudelte vor Begeisterung.سخنران از شور و شوق لبریز بود.