spucken Aussprache:/ˈʃpʊkn̩/Wortzerlegung:spu·cken فعل تف کردن، آب دهان انداختن معانی و تعاریف spucken:آب دهان را از دهان بیرون انداختن(مجازی) (آتش، دود) پرتاب کردن، بیرون دادن(sich die Seele aus dem Leib spucken) به شدت استفراغ کردن (اصطلاح) جملات نمونه برای spucken:Peter ''spuckte'' auf den Boden.پیتر روی زمین تف کرد.„Silver ''spuckte'' aufs Deck.“«سیلور روی عرشه تف کرد.»Man sollte nicht auf den Boden spucken.نباید روی زمین تف کرد.