Konjugierte Form
شبحوار ظاهر شدند، روح سرگردان بودند (گذشته ساده)
معانی و تعاریف spukten:
- باور به حضور و فعالیت ارواح یا موجودات فراطبیعی در مکانی خاص.
- به طور مجازی، رواج داشتن یا شیوع یافتن ایدهها، افکار یا پدیدههایی که ناخوشایند یا مزاحم تلقی میشوند.
جملات نمونه برای spukten:
Man sagt, dass es in diesem alten Schloss seit Jahrhunderten spukt.
گفته میشود که در این قلعه قدیمی از قرنها پیش جنزدگی وجود دارد.
Die Legende besagt, dass es in der Ruine nachts spukt.
افسانه میگوید که در ویرانه شبها ارواح ظاهر میشوند.
In Zeiten politischer Unsicherheit spukt oft die Angst vor dem Unbekannten umher.
در دوران ناامنی سیاسی، ترس از ناشناختهها اغلب رواج مییابد.